الشيخ محمد جواد الخراساني
37
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
عالم از بهر تو بر پا و تو خود بىخانمان * اى غريب نينوا اى زادهء زهرا حُسين آب مهر مادرت بود و تو دادى تشنه جان * اى سليل مصطفى اى زادهء زهرا حُسين اكبرت كشتند و عبّاس رشيدت بهر آب * دستهايش شد جدا اى زاده زهرا حُسين شيرخواره اصغرت حلقش دريد از نوك تير * بىگناه و بىخطا اى زادهء زهرا حُسين بر سرت ناليم بر نوك سنان يا پيكرت * زير سمّ اسبها اى زادهء زهرا حُسين دشمن ار كردى طَمَع بر جامع و عمامهاست * كهنه پيراهن چرا اى زادهء زهرا حُسين ايضا نوحهسرائى اى شهيد كربلا اى كشته راه خدا * اى فداى جسم و جانت جسم و جان ما و را از چه كشتند ترا لبتشنه در جنب فرات * آه از جور و جفاى كوفيان بىحيا نوجوانانت همه كشتند بىجرم و سَبَب * شيرخوارت را چرا كشتند آن قوم دغا مال و اموالت اگر غارت نمودند از طمع * خيمهايت را چرا آتش زدندى از جفا گيرم ارَ لبتشنه كشتندت چرا پس بىكفن * نعش پاكت را فكندندى به روى خاكها گيرم ار عريان فكندندن بدون پيرهن * پايمال سمّ اسبانت نمودندى چرا گيرم ار رقّت نكردند و نخواندندت نماز * راسُ پاكت از چه كردندى بنوك نيزهها از چه كردندى سرت را گاه آويز درخت * گاه در كنج تنور و گاه در طشت طلا ، نوحهء سينهزنى اه و واويلا صد آه و واويلا * خونجگر زينب بى پسر ليلا زادهء زهرا روز عاشورا * در صف اعدا يكّه و تنها يكطف دشمن خارج از احصا * يكطرف طفلان ميكنند غوغا آه و واويلا الخ ذكرش اندر لب يا رب و يا رب * از غم ياران گشته روزش شب